جلسه چهارم

إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ  فَعَسَى أُولَئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ[۱]

[۱] توبه / ۱۸

در این جلسه از دوره مدیریت مسجد مسجدنا به شورای اجرایی محله در «مدیریت از مسجد» خواهیم پرداخت.

گفته شد که در این نوع مدیریت نگاه امام جماعت به بیرون مسجد است. همان امام جماعتی که در مدیریت در مسجد نگاهش به درون است، حالا نگاه بیرونی هم دارد و می خواهد اين محله بهترين محله ي استان و بلکه کشورش  بشود.

گفته شد كه امام جماعت لازم است فردی را به نام محله يار نصب كند.

محله یار کسی است که در عین متخصص بودن امانت دار است. مثل حضرت یوسف«حفیظٌ علیم» است؛ که ایشان فرمود: « اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ  إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ[۱]».

من را بر بازرگانی و اقتصاد بگمار ، چون من دو تا ویژگی دارم. حفیظم یعنی امانت دارم و بیت المال را و امانت مردم را حفظ می کنم ، و علیمم یعنی متخصصم.

حالا ما یک محله یار می خواهیم انتخاب کنیم که هم حفیظ باشد و هم علیم باشد، هم قوی باشد و هم امین باشد، هم سلطان باشد و هم نصیر باشد؛ امام جماعت امین بودن و حفیظ بودن او را به کمک هیات امنا تشخیص می دهد و شهردار منطقه هم فنی بودن، مدیر بودن، متخصص بودن و توانمند بودن او را در اجرا تشخیص می دهد.

[۱] یوسف / ۵۵

در جلسه قبل مسجدنا توضیح داده شد که برای اطمینان، هیات اندیشه ورز و هیأت امنا به این محله یار رای اعتماد می دهند که پشتوانه پیدا کند و امام جماعت هم بر اساس این رای اعتماد، (با هماهنگی امور مساجد و امام جمعه) به او حکم محله یاری می دهد.

محله یار کاری به داخل مسجد ندارد. مسجد برای خودش می تواند یک مدیر داخلی داشته باشد که امام جماعت که مدیر اصلی مسجد است، او را نصب می کند. او مسجد را معطر می کند و پیگیر امورات داخلی مسجد مثل سرمایش و گرمایش و منبر و محراب می باشد.

 محله یار هم حکمش با امام جماعت مسجد است، اما او کارش بیرون مسجد است. در حقیقت او رئیس ادارات و اصناف محلی است. چون در محله نوعاً  اداره ی خاصی وجود ندارد بلکه در محله اصناف و یک سری مراکز خدماتی مثل مدرسه وجود دارد. مدیران این مراکز می توانند کابینه این محله یار را تشکیل دهند؛ مثلا مسئول بهداشت محله، مدیران مدارس و اصناف مختلف این محله عضو این کابینه هستند.

 رفته رفته جمعی به عنوان مسئولین صنوف محلی تشکیل می شود؛ مثلا همه ی اعضای یک صنف می گویند که این آقا از طرف ما انتخاب شده است، جاهایی که آپارتمان نشین است، یک یا دو نفر از مدیران مجتمع های محله انتخاب می شوند، عده ای از مدیران مدارس محله و… در شورای اجرایی (که می شود به آن کابینه ی محلی گفت)، شرکت می کنند.

 هر محله ای به اقتضاء خودش دارای صنوف مختلفی است که این ها طبق یک قانون و یک ماده ی واحده ای  موظف می شوند در شورای محلی شرکت کنند. اتفاقاً انگیزه ی شرکت بالاست،  اگر بدانند اینکه دور هم جمع می شوند، یک دورهمی صِرف نیست بلکه می توانند هم افزایی بکنند، مهارت افزایی بکنند و مشکلات یکدیگر و مشکلات محله را حل کنند بسیار هم مشتاق خواهند بود.

اصناف مختلف محله ممکن است با یکدیگر سخنانی داشته باشند، ممکن است نیاز به همیاری یکدیگر داشته باشند، مدیر مدارس محله ممکن است با صنوف مختلف نکاتی داشته باشند، فلذا باید کانون این اصناف محلی شورای اجرایی محلی زیر نظر امام جماعت محله باشد.

این نحوه ی تشکیل کابینه ی محلی است.

اما در این شورا چه برنامه هایی را باید اجرا بکنیم؟

در جلسات قبلی در مسجدنا گفته شد که هیأت امنا که همان پارلمان محلی است، برنامه می دهد، سیاست تنظیم می کند و اولویت بندی می کند و این شورای اجرایی طبق آن سیاست حرکت می کند.

مثلا اگر شورای امنا گفت که اولین مساله ی محله امنیت یا بهداشت یا رفع نقاط ضعف آموزش در محله است، اینجا محله یار و تیمش مامور به پیگیری رفع این نقیصه ها می شوند.

البته هیأت امنا نباید فقط نقیصه ها را بیابد بلکه باید راه حل هم ارائه دهد. مثلا ممکن است پیشنهاد کنند که تا ممکن است باید معلم ها بومی باشند تا خستگی ناشی از رفت و آمد و … به قوت درسی دانش آموزان محله لطمه نزند .

قوه ی مجریه که شورای اجرایی است، منویات و برنامه های هیأت امنای مفکره و اندیشه ورز در برنامه اش می آورد و اجرا و پیگیری می کند. مثل دولت که تحت نظارت پارلمان عمل می کند، اینجا هم شورای اجرایی (چون اینجا بیشترعملیات هست و آنجا بیشتر برنامه  هست)، برنامه ها را می آورند و  ابلاغ می کنند.

نحوه ی ابلاغ هم بدین صورت است که وقتی که هیأت اندیشه ورز کارهایش را انجام داد، به امام جماعت می نویسد محله ی ما دارای این ۱۰ مشکل است و مهم و اهم و اولایش هم اینهاست، و این هم راه حلش و این مقدار هم بودجه می خواهد. امام جماعت هم این را به محله یار ابلاغ می کند که این برنامه را اجرا کنید. ضمنا با امام بالاتر از خودش هم این برنامه را ارائه می دهد و می گوید محله ی ما برای سال بعد اینقدر بودجه می خواهد که فلان مقدارش را خودمان از کمک های مردمی و اعانات و مالیات ها و خمس و زکات تامین می کنیم (اگر جامعه ایده آل شود مردم کمک های نقدی و خمس و زکاتشان را با رغبت می دهند، چون علاوه بر وظیفه شرعی، می بینند بلافاصله به دردشان می خورد، بچه هایشان در همین محل رشد می کنند)، اگر کم آورد به امام جماعت بالاترش می گوید ما برای سال آینده اینقدر بودجه نیاز داریم و برای ما در نظر بگیرید.

 ضمنا خود این محله یار به شکل ستادی با شهردار در ارتباط است و به شکل مستقیم زیر نظر امام جماعت است و از آنجا مهارت آموزی و توانمند سازی و  ارزیابی و هدایت را یاد می گیرد. این یک شورای اجرایی کامل می شود.

هیأت امنا طبق نیاز محله مثلا هر دو هفته دور هم می نشینند و مسائل یادشده را تصویب می کنند. این شورا باید کامل تشکیل شود و اعضاء باید خودشان را موظف به شرکت بدانند. امام جماعت و هیات امنا  باید طُرُقی را بررسی بکنند که انگیزه افراد برای شرکت در جلسات بالا برود و نظام پاداش و اصطلاحاً نظام انگیزشی ای با توجه به اقتضائات برایشان در نظر گرفته شود .

این شورا فوائدی دارد که همانطور که عرض کردم یکی از فوائدش این است که بومی هستند و فقط هم برای محل فکر می کنند و کاری به محله های دیگر هم ندارند، ثانیاً یک رقابت مثبت صورت می گیرد. مثلاً هر محله ای مایل است که از محله ی دیگر بهتر باشد. مثلاً فرض کنید جام ورزشی و جشنواره ای می تواند در شهر باشد که مثلا فوتسال، فوتبال و ورزش هایی را بین محلات برگزار کنند و محلات بین هم رقابت می کنند و محله ای که برنده می شود جام را هم می گیرد. اتفاقاً در پردیسان قم تجربه شد و جواب هم داد. روی جام  طرح را و محله را حَک کردند و تمام محلات که حدوداً  ۱۴ تیم بودند شرکت کردند، و با یک هیجان زیاد شرکت کردند و نشاطی درست شد!  درحالیکه فقط یک فوتسال بود . خانم ها در دارت شرکت کردند. ۲۰ محله مثل المپیک (اگر فکری باشد می شود المپیاد) المپیاد فکر است و علم است و المپیک جسم است و ورزش است. اینها را می شود بین محلات برقرار کرد.

مسابقه ی علمی می تواند به پیشرفت علمی کمک بکند. مثلا هر محله ای که دبیرستان و راهنمایی دارد(چه دختر و چه پسر)، برای اینکه از محله ی دیگر بهتر بشود، وارد این رقابت های مثبت می شوند. آموزش و پرورش هم می تواند در علوم تجربی، در علوم انسانی، در علوم دینی و معارف اسلامی مسابقه بگذارد، محلات هم دچار هیجان می شوند و پیشرفت می کنند، چون در رقابت پیشرفت است.

در قرآن کریم می فرماید که «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ[۱]».

در امور خیر از یکدیگر سبقت بگیرید. این خوب است. یا می فرماید: (سارعوا الی مغفره من ربکم و جنه عرضها السماوات والارض  …) سرعت بگیرید ، سبقت بگیرید  !!! سرعت ،  سبقت !!

[۱] بقره ۱۴۸

هیات امنا می تواند برنامه ی المپیاد را ۵ ساله بنویسد. المپیک را هم بنویسد. (حالا چون این اصطلاحات با ذهن آشناست این اصطلاحات را می گوییم وگرنه می شود آنها را بومی سازی کرد ).علم و جسم، می گفت بسطهً فی العلم و الجسم، مثل طالوت. در علمش مسابقه ی علمی می گذارید و در جسمش مسابقه ی جسمانی مثل دوچرخه سواری، موتور سواری و تیر اندازی(همان که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود).

خواهید دید که محله ها از همین جا برای آینده ی کشور آماده می شوند. این یک شورای اجرایی است که کاملا مثل یک کابینه عمل می کند، پارلمان دارد و پارلمان بر این شورای اجرایی ناظر، هادی و حامی است و این شورای اجرایی مجری سیاست های آن شورای امنا است.

بنابراین ما شاهد خواهیم بود که این کابینه ی محلی یک کابینه ی بسیار مفید است و فرمایشی و فرسایشی و تشریفاتی نیست بلکه دارای آثار مثبتی است.

محله ای که یک گروه فکری از نخبگان فکری و عملیاتی، هیات اندیشه ورز و انسان های توانا در اجرا دارد قطعا رشد می کند. لذا در این دو شورا هیچ صنفی نباید باشد که بتواند بیاید و شرکت کند و از افکار دیگران و انرژی های دیگران استفاده بکند ولی غایب باشد، هم خودش«به قول ادبیات در مدیریت» بهبود مستمر پیدا می کند و هم باعث می شود دیگران رشد پیدا کنند.

ما در جامعه ی مدنی اصطلاحاً در مدنیات یعنی آبادانی ها به هم نیاز داریم و همه باید به هم کمک بکنند. قرآن می فرماید تعاونوا علی البرّ والتّقوی! ببینید قرآن می فرماید با هم معاونت کنید. شما معاون او باشید و او معاون شما باشد، اساس و نیتتان هم خیر باشد و برّ باشد و تقوی !! اگر اینجور باشد ما همه همکاری می کنیم و یک محله ی خوب از لحاظ فکر و اجرا ، تشکیل می شود .