جلسه هشتم

وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ[۱]

[۱] اعراف /۲۹

جهت گیری هایتان را به سمت هر مسجدی قرار دهید. این آیه شریفه رسما و صریحا به محوریت و مرکزیت مسجد اشاره می کند که  بحث های ما در این سلسله مباحث مسجد محور می تواند پشتوانه ی وحیانی و قرآنی داشته باشد.

بحث به اینجا رسید که در محله ای که بناست مدل جمهوری اسلامی را بطور کامل پیاده بکند، شورای سومی داریم.

در یک نظام باید هر کدام از سلول ها کاملا بیانگر کل سیستم باشد. هر جزئی باید بیانگر مجموع سیستم باشد و کشور حداکثر ۱۰ هزار نفری که همان محله است از لحاظ اداره و مدیریت و اصول مدیریت،  اصول سازمانی، اصول حکمرانی،  هیچ تفاوتی با یک کشور  ۸۰ میلیونی ندارد.

جالب است که اسلام هم خودش(برای مساجد و محلات) رده بندی دارد. مثلا مسجد جامع، این نگاه رده بندی است که درونش نمازجمعه قرار می گیرد و همه ی مساجد تعطیل می شوند و جمعه آنجا هستند. خب این  خودش یک رده ی عالی است. بعد مسجد بازار، مسجد محل و … .

اینها نشان می دهد فقه ما و سنت و تاریخ  ما هم بر رده بندی مساجد است. کما اینکه  امام ها هم همین طورند، امام جمعه متفاوت است با امام جماعت.

ما باید این رده بندی ها را به شکل جدید با همین راهبردها که اصلش از شرع مقدس است، ساماندهی  کنیم.

در«مدیریت از مسجد»، شورای سوم شورای امر به معروف و نهی از منکر است که مورد بحث ماست.

چون در امر به معروف و نهی از منکر امر و نهی است، لازمه اش وجود یک حکومت است. اگر ما قدرت امر و قدرت نهی نداشته باشیم، این امر و نهی مان لغو است،چرا که اجرا نمی شود. پشتوانه و ضمانت اجرایش یک حکومت است.

وقتی نظام امامتی، ولایتی و اسلامی شد، امامت پشتوانه ی امر و نهی می شود. چرا که امامت منشا سیاست است. شما ساسه العباد هستید.

در جلسه قبلی مدیریت مسجد مسجدنا، درباره ترکیب این شورا بحث کردیم که ترکیب امامتی دارد، امام  رئیسش است، حتی قانون جمهوری اسلامی هم به این نتیجه رسید، و ترکیب این شورا هم کاملا حکومتی است؛ چون هم لشکری اند هم کشوری. لشکری اش هم بسیج و سپاه و پلیس، کشوری اش هم تعلیم و تربیت و نهاد های خدماتی دیگر مثل  تبلیغات و ارشاد است.

پس این ترکیب ترکیب حکومتی است که در شهرستان هم هست، در استان  هم هست و در کشور هم وجود دارد.

رده ی امر به معروف قانونا به سمت امامت رفته است. زیر نظر دولت نیست. دولتی ها در شورا حضور دارند. دولتی بودن یک بحث است، امامتی بودن هم بحث دیگر.

لذا ما می بینیم که قانون در اینجا بر مُّرِّ نظام اسلامی عمل کرد، امام را مسئول شورای امر به معروف، حتی در محله قرار داد.

بله شورای اجرایی که در جلسات قبل عرض شد، تا حدودی تاسیسی بود. اگرچه آنجا می گفتیم شهردار حامی هست. اما اینجا مجلس تصویب کرده است و بر طبیعت و فطرت نظام هست. من در یکی از خطبه های نماز جمعه هم عرض کردم که این ترکیب، ترکیب امامتی است. ما می توانیم اسم همین مدل امر به معروف را بگذاریم اتحاد امامت و امارت که نظام آن را قانونی کرده است.

مثلا نیامده رییس امر به معروف را یک نهاد دولتی قرار بدهد. بسیج را هم دبیر قرار داده است. قاضی را نائب رییس و اعضا را همه ی کسانی که می توانند معروف را معرفی کنند، قرار داد. ما در رساله ها خوانده ایم که اولین شرط امر به معروف و نهی از منکر علم است.

خب علم یعنی این آموزش و پرورش، حوزه ی علمیه و دانشگاه که در هر رده ای نمایندگانشان عضو قانونی شورای امر به معروفند. چرا؟ اینها چکاره اند؟ اینها به خاطر همان علم است. یعنی این بزرگواران می آیند و می گویند در محله ی ما مثلا ۲۰منکر وجود دارد، البته قوه ی مقننه هم کمک خواهد کرد اما کارشناسی اش اینجا انجام می شود، هیات اندیشه ورز هم که قوه ی مقننه می باشد، ناظر است.

لذا اگر دقت کنیم ترکیب، ترکیب جامع و کاملی هست. اینکه نهاد های علمی وفورشان بیشتر است (حوزه ی علمیه خواهر و برادر، آموزش و پرورش، دانشگاه) برای این است که منکرات را تعریف کنند و عقل جمعی بگوید در محله ی ما این منکر هست و این نیست و زمانی که این منکر نیست، کسی حق ندارد نهی کند؛ مثلا فرض کنید در یک محله قانون داخلی تصویب کرد پوشش باید اینجوری باشد، ما نمی توانیم آن را بر خلاف نظام امامت و امارت، بگوییم نه. پوشش باید اینجوری باشد، چون تشخیص ما اینطور است.

خب مدل است دیگر، وقتی مدل شد، تصویب شد، ما دیگر از این جمع دلسوز تر دغدغه مند تر و انقلابی تر که نداریم! یکی نماینده ی دانش آموزان است، یکی نماینده ی دانشجویان است، یکی نماینده ی طلاب است، خب دیگر نهاد علم اینهاست.

در مواردی هم که نیاز به فرهنگ سازی است سازمان تبلیغات وجود دارد، ارشاد هم هست. قانون گفته است.

به نظر می آید اینها در ترویج و تبلیغ و پردازش فرهنگ دخیل اند. اصلا حضور سازمان تبلیغات چرا؟ برای اینکه  مبلغین، منبری ها و مروجین دین بیایند و این امر به معروف و نهی از منکر را در جامعه تبلیغ کنند؛ دیگر نیازی نیست که مبلغ از این محل برود در یک محل دیگر، در محل خودش تبلیغ کند. چرا ما مبلغ محله ی ۱ را بفرستیم محله ی ۱۰۰؟

وقتی که این  محل خودش یک مبلغ دارد، خودش باید همین محله را تامین کند.

لذا شاخه ی تبلیغ  مجهز به هنر هم هست. ارشاد  یعنی هنرهای هفتگانه . اعم از مجسمه سازی، که به آن تندیس یا نقش  برجسته می گویند، سینما،  تئاتر،  نقاشی و عکاسی که این ها  هنرهای هفتگانه ای است که وجود دارد.

پس شما هر ۷ هنر را باید در خدمت امر به معروف و نهی از منکر بگذارید. یعنی فیلم بسازید،   کلیپ بسازید و در سینما برنامه بگذارید. رسانه رسمی هم می تواند باشد که اگر جایی باشیم که رسانه هم باشد خوب است. لذا می بینید که سریال ساخته می شود، فیلم ساخته می شود، دائما هدفمند و روشمند، منکرات و معروفات را به مردم معرفی می کنند و مردم نفس راحتی می کشند و می دانند که چه چیزی معروف است و چه چیزی منکر است.

متاسفانه الان ما فضاهایی نداریم که بگوید این منکر است و این منکر نیست. حتی رسانه های ما  این را ندارند. ما بطور کلی تعریف کرده ایم و  فقط گفته ایم که معروف آن چیزی است که …  اما باید مصادیقش را در محل تعریف کرد؛ مثلا یک منطقه ی کرد نشین یا سنی نشین یا مرز نشین یا روستایی، ممکن است منکراتش با شهر متفاوت باشد کما اینکه امام راحل(ره) همیشه می فرمودند یک موسیقی در یک جا حلال است در یک جا حلال نیست.

بنابراین می بینیم که شورای امر به معروف شاخه ی علم دارد، شاخه ی تبلیغ هم دارد. اتفاقا  آیه ی قرآن همینطور می فرماید که : «وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ[۱]» (این تبلیغ است) «يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ[۲] (مجری این است) پس پشتوانه اش تبلیغ است. یدعون!

در منبر باید مردم را با خیرات آشنا کرد. یعنی یدعون یعنی رسانه، منبر، دعوت! حالا اعم از مکتوب و دیداری و شنیداری. این می شود یدعون الی الخیر.

این ها کدهای قرآنی است و این یدعون پشتوانه یامرون است، متاسفانه یامرون و ینهون ما پشتوانه یدعون ندارد؛ لذا ما گرفتاریم فلذا می رویم دادگاه، دادگاه به نفع کسی که فکر می کردیم منکری انجام می دهد حکم می کند و وقتی کلاهمان را قاضی می کنیم می بینیم درست می گوید!

[۱] آل عمران/ ۱۰۴

[۲] آل عمران/ ۱۰۴

دیگر در این شورا چه کسی وجو دارد ؟

نهاد سوم که در این شورا دیده شده است نهاد انتظامی است؛ در این شورا پلیس هم هست، پلیس چه کاره است؟ پلیس زمانی که با افراد لجوج برخورد شود وارد می شود.

در حکومت تا جایی موعظه است و بعدش پلیس!

کل امر به معروف ونهی از منکر یعنی پلیس! حالا پلیس تبلیغ،پلیس هنر و… .

این جامعیت یکی از دلایل کارآمدی نظام جمهوری اسلامی هم هست که می گوییم امیدوار باشیم، همین است که نظام بعد از چهل سال به ایجا می رسد که امر به معروفش یه حلقه ی دورهمی نیست، بلکه یک حلقه فنی و تخصصی است.

خب عنصر پلیس در کنار تبلیغ و علم است، پلیس به معنای ضمانت اجراست، پلیس لباس مشخصی دارد؛ مردم عادت کرده اند کسی که لباس مشخص دارد تذکر بدهد و گوش هم می دهند، اما (متاسفانه) کسانی که به شکل مردمی می آیند با مقاومت مواجه می شوند، حتی مورد ضرب و شتم هم ممکن است باشند به زبان خوب صحبت کنند که این این شورای امر به معروف باید راهکار برخورد با هر منکری را هم آموزش دهد.

عنصر بعدی عنصر بسیج و سپاه است؛ بسیج به عنوان نیروی مقاومت وجود دارد که دغدغه انقلاب دارد، پلیس بیشتر دغدغه نظام جمهوری(نظام مدنمی) دارد یعنی اینکه شهر باید منظم باشد پلیس اعم از راهور و امنیت و اخلاق پلیس بیشتر مواظب نظام مدنی است ام بسیج و سپاه نظام انقلاب.

لذا آنها طوری رفتار می کنند که زحمت پلیس که مدنیت را حفظ می کند .

لذا سپاه را سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می گویند ولی پلیس را می گویند نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ، فرق جمهوری با انقلاب چیست؟ جمهوری مال نظام سیاسی و مدنی است، انقلاب از راهبردهای کلی و مقدس و فرامرزی است که این عنصر بسیج برای همین است

در راس همه اینها هم امام قرار می گیرد به عنوان فقیه منطقه و عالم منطقه و این انگشتر کامل م یشود البته یک تعدادی از ائمه جماعات هم در این شورا هستند و همچنین معتمدین

معتمد یعنی کسی که محله شناس است، استخوانی خورد کرده تجربه ای داره و سن و سالی از او گذشته اعم از بانوان و آقایان .

این ترکیب ترکیب پر ویتامین و مقوی و مغذی است .

فقط کافی است منظم و هدفمند تشکیل شود.

پس وقتی ما خوب بحث می کنیم می بینیم در مورد شورای سوم چقد قانونگذار  به شکل انقلابی و اسلامی و مدنی و دینی دیده است .

حالا هر قانون خوبی اجرا هم می خواهد که ان شاءالله در نوبت دیگری به آن اشاره خواهیم کرد.