جلسه ششم

وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ[۱]

[۱]

محله یار در محله ی خودش در کشور کوچکش، زیر نظر امام جماعت که فقیه آنجاست و او را نصب کرده است باید سعی کند منطقه را از لحاظ علمی بالا بیاورد، از لحاظ اقتصادی پیشرفت دهد، پیگر پیشرفت اجتماعی، رفاه مردم و تفریح مردم و همه چیزی که در محله نیاز هست باشد.

قوه مجریه محله عمدتا به  آبادانی، رفاه، تفریح، ورزش، تعلیم و تربیت  می پردازد که از عناصر تمدن هستند.

رابطه قوه مفکره و مقنه مسجد با قوه مجریه این است که قوه مفکره برنامه می دهد و قوه ی مجریه باید اجرا کند.

ما در این سلسله مباحث مدیریت مسجد محور، قوای سه گانه ی هر محل را  توضیح می دادیم. گفته شد که قوه ی مقننه ی محل همان هیات امنا و هیات نخبگان است، قوه مجریه و هیات و شورای اجرایی هم که مسئولش  محله یار و یک کابینه ی محکم محلی هم تشکیل می شود.

آیه فوق الذکر  امر می کند که سمت و سو و جهت گیری خودتان را به سمت هر مسجدی اقامه کنید. عملا دستور محوریت و مرکزیت مسجد هست.

اولین برنامه ی این محله یار محرومیت زدایی است. یعنی باید بتواند محرومین را شناسایی کند و از طریق آبرومندانه کار را انجام بدهد.

این که شما شنیدید که امیرالمومنین علیه السلام هرشب کیسه ای را بر دوش می گرفتند و  خرما و گوشت و نان و … برای محرومین می بردند و صورت خودشان را هم می پوشاندند، نان یتیمان را بر دوش  می گرفت و می برد، یک کوفه ای بود در حد ۱۰ هزار نفر. اتفاقا همین وظیفه الآن  هم از طریق امام جماعت قابل اجراست. امام جماعت ان یجا  با محله یارش می توانند به سیره امیرالمومنین علیه السلام تمسک کند.

در محله تعداد خانه ها محدود است، محرومین مشخص هستند ! اینکه می گویند مگر ما می توانیم کار حضرت علی را بکینم؟ باید بگوییم بله!

وقتی در کشور  ۸۰ میلیونی می نگریم، می گوییم مگر آقا می تواند خانه ی همه برود؟(بله قطعا نمی تواند) ولی وقتی درست می نگریم می بینیم که محله هم آقا دارد! برای خودش حضرت آقا دارد. یعنی یک امام جماعتی دارد که به کمک محله یارش بایستی تک تک محرومین را سر بزند، در خانه ی شان در بزند! احوال پرسی کند؛ در اینصورت جامعه، جامعه ی راضی، قانع و پیشرفته ای خواهد شد.

اینکه ما نتوانیم برای محله ی مان فکر کنیم خوب نیست. البته اگر خود  امام جماعت بتواند برود خب خوب است، ولی برای این سمت محله یار داریم!

در کابینه ی محلی عناصری می توانند عضو شوند. مثل کمیته ی امداد، بهزیستی  و سایر نهاد های امدادی که وجود دارد. در طول یک ماه می توانند به تمام منزل ها سر بزنند.

خاطره ای از استاد: ما در تهران منزلی داشتیم، روحانی محل با هیات امنا به تک تک خانه ها می رفت، سر می زد، خیلی هم مورد استقبال واقع شد. پولدار را می شناخت، فقیر را می شناخت و … ما باید این کار را انجام بدهیم تا  محله ی مان بهترین محله بشود.

پس اولین برنامه ی محله یار و این شورای  محلی محرومیت زدایی است. آمار این محرومیت را باید داشته باشیم. بهترین محله،  محله ای است که در آن فقیر و محروم نباشند،گرفتار نباشد، اصلا امام جماعت را برای همین گذاشته اند!

و البته بازوی پر توانی به نام محله یار را هم برای همین!!

یکی از کارهای دیگر محله یار این است که  سنت حسنه ازدواج آسان را ترویج دهد. این شورای محلی باید همه ی مراحل  ازدواج را بررسی کند.  ببیند چه کسانی در آستانه ی  ازدواج هستند، چند نفرند، چند نفر نیاز به کمک دارند و … .

در سوره ی نور  می فرماید: « وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ[۱]»

خب این آیه شریفه خطاب به  کیست؟ پدر و مادر؟ بله، پدر و مادر هم می توانند باشند اما عمدتا حاکمان و امامان مخاطبند.

یعنی امام باید مجرد ها را به ازدواج در بیاورد. ایامی یعنی به اصطلاح مجرد ها چه دختر چه پسر چه پیر چه جوان.

لذا وظیفه ی  امام اینها است. خب امام از طریق محله یار و مدیران مجتمع ها در مناطق آپارتمان نشین و همسایه یار ها در  محل های غیر آپارتمانی می تواند آمار بگیرد و لیست کنند و  بانک اطلاعاتی آماده کنند.

آقا فرمودند مدینه ی پیامبر ۱۰ هزار نفر بوده است و کوفه هم همین  تعداد بوده است، پس ما عملا می توانیم نقش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمومنین علیه السلام را به کمک امام جماعت پیاده بکنیم. حالا آنها معاونانی هم داشتند اینجا هم معاونی بنام محله یار هست.

بنا بر این باید آمار بگیرند و بانک اطلاعات داشته باشند، الآن در زمان ما می توانند سایتی راه بیندازند و مردم اطلاعاتشان را وارد بکنند و علت اینکه مثلا سن ازدواجشان  گذشته و ازدواج نکرده اند را بگویند؛ مثلا تیک بزنند بحث اقتصادی است؟ بحث اجتماعی است؟  مباحث ظاهری یا اخلاق است؟ یا… ؟

ایده ی دیگر در ادامه راه این است که کار گروهی به نام ازدواج راه بیفتد و سعی کند  مهریه ی آسان را فرهنگ سازی نماید، جهیزیه فراهم کند و حتی  خود مسجد می تواند سالنی داشته باشد و از این نوع کارها! بنابراین می توان گفت اولین وظیفه محله یار محرومیت زدایی است و بعد آن هم ازدواج آسان.

[۱] نور/۳۲

وظیفه ی بعدی هم  کار  آفرینی است. یعنی یک محله یار باید به کمک مشاورین متخصص و به کمک نهاد های مربوطه کار آفرینی کند. همین اعضای که در شورای محل  شرکت می کنند؛ اصناف، نهاد های خدماتی و … به کمک این ها می آیند، نیروهای بیکار را آموزش می دهند و کار آفرینی کنند. حتی می شود به دانش آموزان قبل از اینکه  دیپلم بگیرند، کار یاد بدهند. محله یار که توسط امام جماعت نصب شده است، باید جریان کار آفرینی راه بیندازد.

کار آفرینی از اشتغال زایی بهتر است. در اشتغال زایی یک جایی سرگرمش می کند. می تواند برود منشی بشود! می تواند مثلا تلفن چی بشود. مثل این دخترهایی که در این بنگاه ها یک حقوق مختصری می گیرند و وقتشان را می گذارند آنجا و عمری  می گذرد. ولی کار آفرینی، به جایی  می رسد که ما باید افراد را توانا بکنیم. اصطلاحا  دانا که هستند؛ توانا بشوند. کار و مهارتی یاد بگیرند. همانطور که رهبر معظممان می فرمایند، آموزش و پرورشِ ما مهارت آموز نیست؛ لذا به نظر می رسد ما بتوانیم یک محله یار قوی داشته باشیم که این وظائف را برای ما  انجام بدهد .

یکی از وظائف دیگر محله یار زیبا سازی شهر است. یعنی او باید پیگیر زیبایی شهر و منطقه ی خودش باشد.

یکی دیگر از امور مهمی که باید پیگری کند، فرهنگ سازی است.

این فرهنگ سازی  بر عهده ی محله یار است، به کمک آموزش و پرورش، دانشگاه و نهادهای تبلیغی محل که نماینده آن در شورای محله هست باید این مهم را پیگیری نمود.

یکی دیگر از کارهایش توجه به مسئله نظافت شهر است. مثلا باید به مردم تاکید کند که مردم زباله ها را تفکیک کنند، سر ساعت  بیاورند، انباشته نشود و … .

همه ي كارهاي يك شهردار در شهر را باید او در یک محله پیگیری کند.  بعد هم باید حواسش باشد که محله ی رقیب  دارد جلو می زند! محله ی شماره ی چند الآن تمیز تر است، داراتر است، تواناتر  است، بانشاط تر است و امکانات بهتری برای مردمشان فراهم کردند، پُل دارند، امن تر است و یا … .

معمولا می گویند یک محله ی خوب  چند تا خصوصیت دارد. امن است، با نشاط است (که با ورزش درست می شود)، تمیز است، پاک است، زیباست و  …، خب ما همه ی این ها را از یک محله یار می خواهیم .

ممکن است سوال بشود که این مسائل بودجه می خواهد، بودجه باید از کجا تامین شود؟ کارها را باید چجور انجام دهد؟

پاسخ این است که محله یار باید به کمک  هیات امنا که نخبگان هستند، نهاد ها را به کار بگیرد و ظرفیت های موجود را با هم جمع بندی کند؛ چرا که هر کدام بودجه ای دارند واگر اینها به صورت هدفمند به هم پیوند بخورند بهتر است.

از طرفی دیگر مردم محل باید به هم کمک کنند. مثل مبالغی را روی هم میگذارند و سرمایه می شود، تعاون می شود.

در محله ی  ۸۰۰۰ نفره، محله یار به راحتی می تواند افراد را جمع کند. به آموزش و پرورش می گوید بیایید به کمک کمیته ی امداد،  مشکل اقتصادی دانش آموزان فقیرتان را حل کنید.

یکی از وظایف محله یار این است  که شعبه ای از یک  بانک امامت تشکیل بدهد. ما نیازی به این همه بانک نداریم. بانک های زیاد معلوم نیست چه مقدار صحیح است. ما باید یک بانک داشته باشد به نام بانک امامت یا امارت یا خود بانک امامت،  تمام پول های محل بیاید در حساب این بانک و بعد از اینجا خرج بشود. وام هم بدهند، قرض هم بدهند، منتها وام به کسی می دهند کار بکند و کارآفرینی کند. لذا هر محله ای یک بانک اینچنینی می خواهد. قدیم ها  می گفتند بانک قرض الحسنه خیلی جالب نبود. این یک بانکی هست که وصل هست به بانک های محلات  دیگر.

این شبکه ی بانک ها، یکی از شعبه هایش در محله است. هیچ کدام از محله ها بدون بانک نیست و یک بانک هم کافی است. نیازی  نیست در هر خیابانی ده ها بانک باشد. ما باید به سمت این سیاست برویم،  این بانک هم کاملا زیر نظر امام و محله یار باشد، این ها چون مورد اعتماد  مردم هستند، می توانند در محله حساب  ویژه ی محله باز کنند.